تبليغاتX
پاسخ به شبهات - صحبتي با شيعيان در مورد فتنه هاي آخر الزمان
 
پاسخ به شبهات
 
 
 

در باب ضرورت شناختن نشانه هاي ظهور

 

شايد بسياري از عزيزان اين سوال را بپرسند كه شناختن نشانه هاي ظهور(در اينجا منظور فتنه ها) چه ضرورتي دارد؟ آيا اصلا دانستن آنها مهم است؟

در جواب بايد عرض كنيم كه آري شناختن فتنه هاي و نشانه هاي آخر الزمان و چشم‌داشت به آن روز موعود، بسيار ضرورت دارد تا بدين وسيله مؤمنان در كوران رويدادهاي بزرگ و فتنه‌هاي كشنده، دقت، احتياط و دورانديشي داشته باشند. يكي از مهمترين فلسفه هاي شناخت نشانه هاي ظهور حل نشدن در فساد هاي اجتماع در دوران آخر الزمان است. و به همين جهت است كه امام صادق(ع) فرمودند:

بي‌شك پيش از (ظهور) نشانه‌هايي از جانب خداوند بلند مرتبه و بزرگ براي «مؤمنان» خواهد بود.

با تأمل در نشانه‌هاي ظهور متوجه مي‌شويم كه آن‌ها در جهت دو هدف و امر مهم بيان شده اند:

1. هشدار و آگاهي به مؤمنان، دربارة رويدادها و فتنه‌هاي كشنده و پرچم‌هاي گمراهي و كج‌روي در تمامي عرصه‌ها در آينده و بر حذر داشتن از پيروي از اين جريان‌ها.

2. نويد دادن به مؤمنان به اين كه پيش از ظهور پرچم‌هايي قيام خواهند كرد كه به حق دعوت و در اين راه تلاش مي‌كنند، و تآكيد بر واجب بودن گردآمدن به دور آن‌ پرچم‌ها و ياري دادن آن‌ها.

 و اگر شخصي اين نشانه ها را نشناسد او در منجلاب اين فتنه ها غرق مي شود و چه بسا نااميد و حتي رويگردان از خدا شود در حالي كه اين نشانه ها خود اميد دهنده هايي است به آنهايي كه اين نشانه ها را شناختند.

آري، شخصي كه نشانه هاي ظهور را شناخت ديگر از شعار هايي چون«خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو» بيم و هراسي ندارد زيرا او نتنها فلسفه ي اين اتفاقها را مي داند بلكه انتهاي سرنوشت پيروان اين هرج و مرج ها را هم مي داند فلذا از پيروي آنها دوري مي كند مثل كسي كه از اطراف مرداب در منجلاب رفتن افراد ديگر را مشاهده مي كند و خود را ازآن وضعيت نجات مي دهد.

با حديثي در اين باب مدعايمان را كامل مي كنيم.

_ امام صادق(ع) به هشام بن سالم در مورد «نداي آسماني» در ماه رمضان (يكي از نشانه‌هاي حتمي) فرمودند:

«دو صيحه (ندا) خواهد بود، يك صيحه در اول شب و يك ديگري در آخر شب. پس عرض كردم: اين چگونه خواهد بود؟ ايشان فرمودند: يك صيحه از آسمان خواهد بود (جبرئيل) و ديگري از جانب ابليس. عرض كردم: چطور مي‌شود اين دو صيحه را از هم باز شناخت ؟ فرمودند: كسي كه پيش از آن كه اتفاق بيفتد، در مورد آن شنيده باشد، آن را بشناسد. و يا عبارت « اعرف العلامه».

 

در باب امتحان در آخر الزمان و  نگه داشتن ايمان در آن عصر :

 

در روايتهاى بسيارى از امتحان دينداران در دوره غيبت سخن گفته شده است . ايمان و ديندارى ، در بوته آزمايش گذاشته مى شود و مردمان به اصالت ايمان و استوارى در نگهداشتن دين خود، سنجيده مى شوند. آزمايشهاى دينى ، براى همه ايمان آورندگان در همه زمانها، قانون الهى است :
(( اءحسب الناس اءن يتركوا ان يقولوا امنا و هم لا يفتنون .)) سوره عنكبوت  آيه 2.
اما اين قانون ، در روزگار غيبت به دو جهت ، مورد تاءكيد است :
آن كه امام (ع ) از نظرها پنهان است و منتظران ، منتظر اويند و چون اين امر، به درازا مى كشد، افكار و دعوتهاى باطل ، در ميان مسلمانان پديد مى آيد و گروهى گمراه مى شوند:
امام صادق (ع ) مى فرمايد:
(( ان لصاحب هذا الامر غيبتين احديهما تطول حتى يقول بعضهم : مات ، و بعضهم يقول : قتل ، و بعضهم يقول : ذهب ، فلايبقى على اءمره من اءصحابه الا نفر يسير. )) كتاب الغيبه  ص 171.
به راستى مهدى (ع )، دو غيبت دارد  دوم آن به اندازه اى به درازا مى كشد كه گروهى مى پندارند: وى ، مرده است و گروهى مى پندارند: كشته شده و گروهى مى پندارند: (ظهور او) گذشته است . پس بر پيروى از او، كسى باقى نماند، مگر مردمانى اندك .
على (ع ) مى فرمايد:
(( يكون له حيرة و غيبة تضل فيها اءقوام و يهتدى فيها اخرون .))
به سبب غيبت مهدى (ع )، سردرگمى به وجود مى آيد مى آيد كه گروهى گمراه مى شوند و گروهى ديگر بر هدايت مى مانند.
در اين دوران ، شرايطى به وجود مى آيد و اوضاعى بر جوامع دينى حاكم مى شود كه نگاهداشتن دين ، بسيار دشوار مى شود و مردمان به دو دسته مي شوند دسته ي اول كساني كه دينداري خود را به سختي حفظ مي كنند پيامبر(ص ) در وصف گروه اول مى فرمايند:
(( لاءحدهم اءشد بقية على دينه من خرط القتاد فى الليلة الظلماء، اءو كالقابض على جمر الغضا.)) بحارالانوارج 52 ص 124.
هر يك از آنان اعتقاد و دين خويش را با هر سختى نگاه مى دارد، چنان كه گويى درخت خار مغيلان را در شب تاريك با دست پوست مى كند، يا آتش پر دوام را در دست نگاه مى دارد.
و دسته ي دوم كه اكثر مردمان را شامل مي شود كساني هستند كه به انگيزه هاى گوناگون  ايمان دينى خويش را در زندگى از دست مى دهند و ديندارى را كنار مى نهند:

امام صادق (ع ) مى فرمايد:
(( و راءيت الناس قد استووا فى ترك الاءمر بالمعروف والنهى عن المنكر و ترك التدين به)) بحارالانوار ج 52 ص 259.
مردمان را مى نگرى كه در كنار نهادن امر به معروف و نهى از منكر همراه مى شوند و نسبت به آن ناباورند.
مهم ترين انگيزه اى كه سبب مى گردد در اين دوران ، دينداران به آزمايشهاى اعتقادى و عملى بسيار، رو به رو گردند، عبارتند از:
گسترش زمينه هاى ناباورى : از يك سو، آشكار شدن اختلافها و فتنه هاى فكرى و پيدايش آرا و مسلكهاى گوناگون در حوزه انديشه و باورهاى دينى ، ترديدها و ياءسها را مى آفريند و سستى در گرايشها و باورها را پديد مى آورد:
امام باقر(ع ) مى فرمايد:
(( و اختلاف شديد بين الناس و تشتت فى دينهم .)) كتاب الغيبة ص 235.
و اختلاف شديد ميان مردمان رخ دهد و در دين خود، پراكنده مى شوند.
از سوى ديگر، رواج مرامها و مسلكهاى ناروا و فساد انگيز، در ميان مردمان ، روح ديندارى را در جامعه از بين مى برد و پيروى از تعاليم شريعت ناچيز مى شود
امام صادق (ع ) مى فرمايد:
(( و راءيت الناس ينظربعضهم الى بعض ، و يقتدون باءهل الشرور، و راءيت مسلك الخير و طريقه خاليا لا يسلكه اءحد.)) بحاالانوار، ج 52 ص 259.
مردمان را مى نگرى كه به پيروى از مرام يكديگر مى پردازند و به بدكرداران اقتدا مى كنند، و باور حق و راه آن را مى نگرى كه بى رهروست .

افزايش انگيزه هاي گريز از دين به سبب خرافاتها و تبليغات غلط از دين و نيز تبليغات بسيار مجلل بي دينها به وسيله ي سلاحهاي دنيايي شان جوانان را اولا نسبت به دينشان كم اعتقاد كرده و سپس به سمت خروج از حياي ديني مي كشند و در آنوقت افراد مذكور مشمول حديث امام صادق (ع) مي شوند كه فرمودند:« حيا و دين در يك راستا قرار دارد هر گاه حيا از دريچه اي خارج شود دين هم از همان دريچه خارج مي شود».

فلذا دين داران اين چنيني خالي از دين حقيقي هستند چنان چه امام علي(ع) در خطبه ي 102 نهج البلاغه فرمودند:

(( ايها الناس  سياءتى عليكم زمان يكفاء فيه الاسلام كما يكفاء الاناء بمافيه .))
اى مردم ! به زودى بر شما روزگارى خواهد آمد كه اسلام را مي بينيد در حالي كه همچون ظرفى باشد كه واژگونش كنند و آن از آنچه درون دارد تهى .

وجود اين عوامل براي مردم امتحان هايست بسيار سخت و اين شرايط ديندارى را بسيار سخت و مشكل مى كند تا آن جا كه امام صادق (ع ) مى فرمايد:
(( لابد للناس من اءن يمحصوا، و يميزوا، و يغربلوا و يخرج فى الغربال خلق كثير.)) بحارالانوار ج 52 ص 114
ناگزير، مردمان امتحان مى شوند و از هم تمييز مى يابند و غربال مى شوند و بسيارى از غربال بيرون مى روند (در امتحان ، موفق نمى شوند).

 و نيزحضرت امير (ع) مي فرمايند:

نماند از شما مگر مانند سرمه در چشم يا نمك در طعام.  بحار 52 ص 115

 در آن روزگار، انسان ديندار بايد هوشيارانه و ژرف بينانه اصول خالص ‍ ديانت را بيابد و وسوسه هاى ناهنجار و انگيزه هاى دور ساز ايمان را از خود دور سازد و اين گوهر را در طول زندگى ، از آسيب و انحراف نگاه دارد:
امام صادق (ع )، از رواج بسيارى نارواييهاى دينى در ميان مردمان سخن مى گويد و در پايان سفارش مى فرمايد:
(( فكن على حذر، واطلب من الله عزوجل النجاة ... فكن مترقبا! واجتهد ليراك الله عزوجل فى خلاف ما هم عليه)) بحارالانوار ج 52 ص 260
خود بر حذر دار و از خدا رهايى بخواه ... هوشيار باش و بكوش تا خدا تو را در راهى غير از گمراهيهايى كه مردمان در آنند، ببيند.

 

شروع و دليل بلايا

 

پيامبر فرمودند:

قال الله تبارك و تعالى : اذا هتكوا عبادى حرمتى و استحلوا محارمى و خالفوا امرى سلطت عليهم جيشا من المشرق يقال لهم الترك هم فرسانى انتقم بهم ممن عصانى نزعت الرحمة من قلوبهم لايرحمون من بكى لايجيبون من شكى يقتلون الاباء و الامهات و البنين و البنات يهلكون بلاد العجم و يفتحون العراق فيفترق جيش العراق بثلاث فرق فرقة يلحقون باذناب الابل و فرقة يتركون عيالهم وراء ظهورهم و فرقة يقاتلون فيقتلون اولئك هم الشهداء و تغبطهم الملائكة فاذا راءيتم ذلك فاستعدوا القيامة قالوا يا رسول الله اذا ادركنا ذلك الزمان اين تاءمرنا نستكن فقال رسول الله صلى الله عليه و آله عليكم بالغوطة بالشام الى جانب بلد يقال له دمشق خير بلاد الشام طوبى لمن كان له فيها مسكن ولو مربط شاة فان الله تعالى تكفل بالشام و اهله . نوائب الدهور، ص 168.
خداوند فرموده است : وقتى كه بندگان من هتك احترام مرا كردند (دين خداوند را محترم نشمردند) و حرام مرا حلال شمردند و اوامر مرا ترك گفتند، جمعيتى را بر آنها مسلط مى كنم كه سواران منند و به وسيله اينها از كسانى كه نافرمانى من كنند انتقام مى گيرم . رحمت را از دلهاى آنها كنده ام . لذا به آنهايى كه مى گويند رحم نمى كنند، التماس ملتمسان را ناديده مى گيرند، پدران و مادران و فرزندان را مى كشند، بلاد عجم را ويران مى سازند و عراق را فتح مى كنند لشكريان عراق سه دسته مى شوند: يك دسته به دنبال شتران مى روند ( ممكن است كنايه از فرار آنها و رو به بيابان نهادن باشد)، دسته دوم خانواده هاى خود را رها مى كنند و مى روند، دسته سوم جنگ مى كنند، مى كشند و كشته مى شوند. اينها شهدا هستند و ملائكه آسمان به آنها غبطه مى خورند. هرگاه اين برنامه ها را در دنيا ديديد آماده قيامت باشيد. عرض كردند: يا رسول الله ! اگر اين زمان را درك كرديم به كجا منزل كنيم ؟ فرمودند: بر شما باد كه به غوطه در دمشق برويد كه بهترين بلاد شام است . خوشا به حال آن كسى كه در شام منزل بگيرد ولو به قدر جايگاه يك گوسفند باشد، زيرا خداوند بزرگ تكفل شام و مردم آن را خود قبول فرموده است .

 و يا باز پيامبر(ص) فرمودند: هر گاه در امت من ده خصلت ظاهر شود خداوند ايشان را به ده چيز عقوبت كند گفته شد يا رسول الله آن ده خصلت چيست

فرمود: هر گاه دعا كم كنند بلا نازل شود و هر گاه صدقات را ترك كنند مرضها زياد شود و هرگاه زكات را منع كنند چار پايان بميرند و هرگاه سلطان جور كند منع باران شود و هر گاه زنا در ايشان بسيار شود مرگ ناگهاني در ايشان زياد شود و هر گاه ربا زياد شود زلزله ها زياد شود و هر گاه به خلاف آنچه خدا نازل فرموده حكم كنند دشمن ايشان بر ايشان مسلط شود و هر گاه نقض عهد و پيمان كنند خداوند ايشان را مبتلا به قتل سازد و هرگاه كم فروشي كنند خداوند ايشان را به سالهاي خشك و قحط بگيرد .

سپس اين آيه را تلاوت فرمود:

ظهر الفساد في البر و البحر بما كسبت ايدي الناس ليذيقهم بعض الذي عملوا لعلهم يرجعون

فساد در دريا و خشكي ظاهر شد به سبب ان چه دست مردم كسب كرده تا اينكه بچشاند ايشان را اثر بعضي از آ«چه عمل كرده اند تا شايد برگشت كنند

 

 

فتنهاي آخر الزمان

وقت ظهور حضرت صاحب الزمان معلوم نيست ، و حتى مطابق روايات كسانى كه وقت ظهور را تعيين كنند، دروغگو شمرده شده اند. بحار الانوار ج 52، ص 101 تا 122

ولى نشانه هايى به عنوان علائم در روايات بسيار آمده كه مربوط به مدت اندكى قبل از ظهور و مربوط به آستانه و آغاز ظهور است ، اين نشانه ها بسيار زيادند  كه معروفترين و جامعترين آنها اين است كه هرج و مرج و فتنه درهمه جاي دنيا ظاهر مي گردد. المجالس السنيه ج 5، ص 705.

و به نقل بسياري  سراسر جهان پر از ظلم و جور و فساد مي گردد. المجالس السنيه ، ج 5، ص 398 البته در ادامه توضيح خواهيم داد.

 

تعريف فتنه

بد نمي بينيم قبل از ذكر احاديثي كه در مورد فتنه هاي آخر الزمان است واژه ي فتنه را نيز به صورت مختصر تحليل كنيم.

واژه فتنه در قرآن كريم و سنت به دو معناي عامه و خاصه آمده است. معني عامه آن عبارت است از هر امتحان و آزمايشي كه براي انسان پيش آيد و معني خاص آن عبارت است از حوادث و پيشامدهايي كه مسلمانان را در بوته امتحان قرار داده و از مرز ديانت منحرف مي سازد ومقصود از فتنه هااي كه در آخر الزمان براي مومنان اتفاق مي افتد فتنه هاي خاصه تلقي مي شوند.

 

فتنه هاي آخر الزمان و مومنان

آنچه از روايات و آيات استفاده مي شود اينست كه مومن در تمام زمانها در اقليت بوده است كما اينكه قرآن مي فرمايد “اكثرهم لايؤمنون ـ اكثرهم لايشعرون “ اما در زمان نزديك ظهور مومن واقعي بسيار كم مي شود  و همان تعداد مومنين هم در شرايط سختي زندگي مي كنند.

تا آنجا كه رسول الله (ص) مي فرمايند:
«لا تذهب الدنيا حتي يذوب قلب المومن و لاتذهب الدنيا حتي يكون المومن لذل من شاﺓ» ارجاع به مجمع البيان
دنيا به پايان نمي رسد مگر اينكه قلب مومن آب مي شود و ديگر اينكه مومن در جامعه از گوسفند ذليل تر و خوارتر مي شود .

و باز پيامبر مي فرمايند:
« يأتي علي الناس زمان يكون فهيم جيفﺓحمارٍاحب‘اليهم من مؤمن يأمرهم بالمعروف و ينهاهم عن المنكر»
روزي مي آيد كه اگر مردم لاشه الاغ را ببينند بر ايشان خيلي بهتر است از اينكه مومني آنها را امر به معروف و نهي از منكر كند .

بلايا تا آنجا ادامه دارد كه فرمودند:

مومنان در آن عصر از گرفتاري شديد، بلاياي طولاني و كم طاقت رنج مي برند، و اين كار تا به آنجا پيش مي رود كه وقتي شخصي از كنار قبر برادرش مي گذرد، مي گويد« اي كاش من به جاي او بودم.» منتخب الاثر ص434

وامام حسن عسكري(ع) در باب مونين در آخر الزمان مي فرمايند:

«....المومن بينهم محقروالفاسق بينهم موقر» ارجاع به حديقة الشيعه
 مومن در آن زمان حقير و كوچك است ولي فاسق و گناهكار  در آن زمان داراي وقار و شخصيت و مقام است .

و نيز ابى الجارود از حضرت باقر عليه السّلام نقل مى كند كه آن حضرت فرمودند:
لاترون الذى تنتظرون حتى تكونوا كالمعزى المواة التى لايبالى الخابس اين يضع يده منها ليس لكم شرف ترقونه ولاسناد تسندون اليه امركم . مكيال المكارم ، ج 2 ص 189.
آن چيزى را كه منتظرش هستيد (ظهور حضرت مهدى روحى له الفداء) نمى بينيد مگر وضع شما به جايى برسد كه مانند گوسفندانى شويد كه گرفتار گرگهاى درنده شده باشند، در حالى كه چوپانى هم نداشته باشيد و گرگها از هر جاى بدن شما كه بخواهند شروع به خوردن مى كنند. از سوى ديگر، شرف و موقيعتى هم نداشته باشيد كه به آن تكيه كنيد و نيز اسناد و مداركى هم در اختيار شما نباشد كه استناد به آنها كنيد و سرانجام از خودتان دفاع نماييد.

 

و اما در باب احاديثي كه آخر الزمان را وصف و ترسيم كرده اند

 

تهران در آخر الزمان

از مفضل نقل شده كه گفت: حضرت امام صادق(ع) به من فرمود: ای مفضل آیا می دانی که" دارالزوراء" در کجا واقع شده است؟

من عرض کردم: خدا و حجت او بهتر می دانند، فرمود:ای مفضل  بدان که در حوالی ری کوه سیاهی است که در پایین آن شهری بنا می شودکه آن را تهران می نامند و در آن "دارالزوراء" است، و آن شهری است که ساختمانها و کاخهایش مانند قصرهای بهشت است و زنانشان(در زیبایی) مانند حور العین اند آن زنها لباس کفار در بر می کنند و با پوشش کفار خود را می آرایند و بر "زین" سوار می شوند و برای شوهرانشان تمکین نمی کنند و دستمزد کار وکاسبی و درآمد شوهرانشان (در خرج و برجی که دارند) کفاف آنها را نمی دهد و بدین لحاظ از شوهران خود طلاق می کنند(و بزور از آنها طلاق می گیرند) و مردان از مردان ارضا می شوند و زنان از زنان ، و مردان خود را شبیه زنان می سازند وزنان شبیه مردان،و اگر می خواهی که دین خود را نگه داری آنجا را برای محل سکونت انتخاب نکن زیرا که آنجا محل فتنه است و همچون روباهی که برای حفظ و نگهداری فرزندان خود پیوسته از این سوراخ به آن سوراخ می رود به قله کوهها گریزان باش. كه اين حديث درعلائم الظهور ناظمالاسلام کرماني و در منتخب التواريخ به نقل از بحار الانوارعلامه مجلسي  و نيز جهان در آينده ص 106

 

و اما اتفاقات و  فتنه ها در كلام معصومين(ع)

 

حديث اول:

 (( عن ابن عباس عن رسول الله صلى الله عليه و آله : فى حديث ان الله اوحى اليه ليله اسرى به ان يوصى الى على و اخبره بالائمه من ولده الى ان قال و آخر رجل...  اثباه الهداه ، ج 7 ص 390 و 391 .
ابن عباس مى گويد: در شب معراج مطالبى به رسول اكرم (ص ) وحى شد كه بايد به وجود مقدس حضرت امير المؤ منين (ع ) خبر داده شود و نيز به ائمه بعد از آن حضرت . بعد فرمودند كه خداوند براى آخرين آنها نشانه هايى بيان فرمودند:
 - عيسى بن مريم پشت سر آن بزرگوار نماز مى خواند .
 - زمين را پر از عدل و داد مى كند چنانچه پر از ظلم و جور شده باشد .
 - بندگان را به وسيله او (امام عصر) از هلاكت نجات مى دهم .
 - گمراهان را به وسيله او هدايت مى كنم .

 - نابينايان و بيماران را به وسيله او شفا مى دهم .
عرض كردم خداوندا! آن كى خواهد شد؟ خطاب رسيد:
1 - هرگاه علم از ميان برداشته شود و جهل و نادانى به جاى آن نشيند  و قرائت قرآن زياد اماعمل به آن كم شود.
2 - قتل و كشتار زياد شود .
3 - فقها و هدايت كنندگان واقعى كم شوند (اشاره است به وجود علماى ربانى ) .
4 - علماى فاسق (بى عمل ) و خيانتكار زياد شوند (آنان كه دين را به فكر خود معنى مى كنند) .
5 - شعرا زياد شوند .

و يا در تعبير ديگري از امير المونين است كه فرمودند: و علت اصوات الفساق و استمع منهم...  يعني در آن زمان  صداي خوانندگاني فاسد، همه جا را فرا خواهد گرفت و مردم مدام به صداي اين خوانندگان گوش فرا مي دهند.
6 - امت شما قبرستانها را مساجد قرار دهند. (مرده دوستي بيش از حد و يا به عبارتي مرده پرستي)
7 - قرآنها را زينت كنند .
7 - مساجد را مجلل بسازند .
8 - جور و فساد زياد شود .
9 - منكرات ظاهر شود .
10 - امت شما امر به منكر كنند .
11 - پيروان شما نهى از معروف كنند .
12 - مردها به مردها اكتفا كنند (لواط) .
13 - زنان به زنان قناعت كنند (مساحقه ) .( در اين دو مورد مي توان به مشروعيت ازدواج هم جنسي در اكثر كشور ها مخصوصا غربي و نيز شروع توده هاي فمنيستي اشاره كرد).
14 - زمامداران كافر شوند .
15 - دوستان حكمرانان گنهكار باشند .
16 - ياوران آنها ستمگران باشند .
17 - صاحبان راءى و نظر از آنان فاسقان باشند .
18 - سه خسف ( يعني فرو رفتگي زمين) در دنيا واقع شود: يكى خسف در مشرق ، خسف ديگر در مغرب و خسف سوم در جزيره العرب .
19 - خراب شدن بصره به دست يكى از ذرارى تو (سيد) كه زنگيها دنبالش را بگيرند.
20 - قيام مردى از اولاد امام حسين (ع ) .
21 - ظهور دجال و قيامش از سجستان .
22 - خروج سفيانى .

و نيز:

حديث دوم:

يا حذيفه قد ذهبت الدنيا او كانك بالدنيا لم تكن قلت فداك ابى و امى يا رسول الله فهل من علامة يستدل بها على ذلك قال نعم يا حذيفة احفظ بقلبك و انظر بعينك و اعقد بيدك اذا ضيعت امتى الصلواة و اتبعت الشهوات و كثر الخيانات و قلت الامانات و شربوا القهوات و اظلم الهوى و... نوائب الدهور، ص 291
اى حذيفه ! دنيا از بين رفته يا مثل اينكه تو در اين دنيا نبودى . عرض كردم پدر و مادرم به قربانت باد! آيا علائمى هست كه دال بر وقوع چنين وضعى در دنيا باشد؟ فرمودند: آرى - اى حذيفه ! - مطالبى كه مى گويم به قلبت بسپار و با چشمت ببين و با انگشتانت شماره كن :

_  وقتى كه امت من نماز را ضايع كنند.

حضرت امير المونين در عبارتي مشابه مي فرمايند:

مردم نماز را ترك مى كنند ونماز در ميان مردم مى ميرد (كنايه از اعراض مردم و بى تفاوت بودن در مقابل اين دستور حياتى است ).

_ از شهوات پيروى كنند.
_ خيانت در ميان مردم زياد شود.

_ امانت و امانتدارى كم شود.

_ به واسطه خشكسالى ، آب قناتها و چاهها كم مى شود ( كما اينكه الان شده است )

_ امنيت از راههاى زمينى و هوايى برداشته شود ( اشاره به بمب افكن هاي زميني و هوايي ).

البته در اين باب مي توان به اين حديث نبوي هم اشاره كرد كه آقاي عماد زاده در كتاب « زندگاني ولي عصر(ع)» از پيامبر آورده است كه حضرت فرمودند: در بيابان شما آتشي پيدا مي شود بي شعله و سرد ... اين آتش سرد، اموال و جان مردم را مي خورد و در تمام دنيا دور مي زند ... اين آتش درون چيزي است كه مانند مرغ پرواز مي كند. پرواز آن مانند گردش باد و ابر است ... اين بالاي سر مردم بين زمين و آسمان ... طيران خواهد كرد. غرش و ناله اين طياره مانند غرش و ناله رعد است. موعود امم ص115

_ و مردم همديگر را سب و لعن كنند.

_ خانواده ها در دامن فساد سقوط كنند (مانند بى حجابى ، رقاصى ، قمار و غيره ).

و اين موضوع تا آنجا پيش مي رود كه امام صادق (ع) مي فرمايند:

در آخر الزمان سازها در كوچه ها و معابر مسلمانان زده مي شود و كسي قدرت نهي آن راندارد. مهدي موعود ص986 به نقل از غيبت شيخ طوسي

_. مردم در زندگى گرفتار تجملات و مدپرستى شوند و سرانجام قناعت و ميانه روى متروك گردد( مي توانيد با يك نگاه به اطراف عين اين كلام را متوجه شويد)

_ افراد جامعه نسبت به يكديگر بدبين شوند و سوءظن و عدم اعتماد بر جامعه سايه افكند.

_ سالهاى دنيا پست و خوار شود.(يعني دنيا و زندگي در دنيا بي ارزش و خوار مي شود)
_ درختكارى زياد شود و محصولها اندك شود.

در اين باب حديثي هست از امام صادق(ع) كه مي فرمايند:

شنيدم از امام صادق عليه السّلام كه فرمودند: پيش از قيام قائم مردم دست به گريبان يك امتحان بزرگ خواهند بود. عرض كردم آن امتحان چيست ؟ حضرت آيه بالا را تلاوت فرمودند: ((هر آئينه امتحان مى كنيم شما را به چيزى از ترس و گرسنگى و كم شدن مال و ثروت و از بين رفتن جانها و ميوه ها، و مژده بده به صبر كنندگان (به اينكه مهدى ما قيام مى كند) )). بقره آيه 155. به نقل از ارشاد مفيد، ص 353.

و اين ممكن است كه از خراب شدن درختان از شدت باران يا طوفان باشد چنانچه در حديثي است كه امام صادق(ع) فرمودند: پيش‌ از ظهور قائم‌(ع‌) در آن‌ سال‌ باران‌ فراواني‌ مي‌بارد كه‌ محصولات‌ و خرماهاي‌ مختلف‌ نخلستانها از بين‌ مي‌رود ولي‌ شما از اين‌ حادثه‌ شكايت‌ نكنيد. اعلام‌ الوري‌، ص‌428؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌125؛ الارشاد، شيخ‌ مفيد ج‌2، ص‌377.

_ . قيمتها بالا رود (نرخ اجناس مورد لزوم به طور سرسام آورى بالا برود تا جايى كه زندگى را تبديل به جهنم سوزان كند).
_ . پرده از روى باطن مردم برداشته شود (و جنايتكاران و دنياپرستان و جاه طلبان شناخته شوند، يا بدان آشكار شوند يا علائم ظاهر شوند).
_ . تجارت و كاسبى دچار سختى و تنگى شود و اشياء مورد درخواست كم شود.

_ تمام برنامه ها را با كمال گستاخى و خودسرى بر مبناى هواى نفس (دلم مى خواهد) پياده كنند.

در همين باب پيامبر(ص) مي فرمايند:

زمانى بر امت من بيايد كه مردم داراى آراء مختلف خواهند شد و از هواها و خواهشهاى نفسانى پيروى مى كنند. (و خواسته ي خود را اهم از خواسته ي دين مي دانند) نوائب الدهور، ص 170.

و يا به تعبير حديثي ديگر كه پيامبر(ص) مي فرمايند:

مردم در آن زمان از شهوات پيروى مى كنند و به سوى هواها و هوسها مي روند، دينشان را به دنيا مي فروشند،  و در آن زمان است كه دل افراد با ايمان در ناراحتي است ، براى منكرات بسيارى كه مى بينند و نمى توانند آن را تغيير دهند، آب مى شوند آنچنانكه نمك در آب حل مى گردد.

_ ناسزا و فحش دادن به پدر و مادران را وسيله سرگرمى و مزاح قرار دهند.

پيامبر(ص) در عبارتي ديگر مي فرمايند:

زماني بر امت من فرا خواهد رسيد كه مردم عاق مادرانشان مي شوند( و از آن ابايي ندارند) و پدران را از خودشان دور كنند. كنز العمال ج6ص44

_. بى عصمتى و زنا در ميان مردم رواج پيدا كند (مراكز خودفروشى و زنا در دنيا با ابعاد گسترده اى كه دارد خود شاهد ماجراست).

_ خشنودى و راضى بودن از زندگى و برنامه آن بسيار كم شود

_ مردم خانه هاى خود را بيارايند و ديوارهاى آن را زينت دهند.

_ قصرها و خانه ها بلند ساخته شود (مانند ساختمانهاى چندين طبقه اى كه آسايش و امنيت را از همسايه ها سلب مى كند.)

_ باطل را به لباس حق جلوه دهند.

_ زشتى دروغ از بين برود بحدى كه لباس راستى بر آن بپوشانند.

و اين تا آنجا پيش مي رود كه حضرت امير المومنين در خطبه 107 نهج البلاغه مي فرمايند:

پس در آن هنگام، باطل بر جاي خود استوار شود، و جهل و ناداني بر مرکبها سوار، و طاغوت زمان عظمت يافته، و دعوت کنندگان به حق اندک و بي‏مشتري خواهند شد، روزگار چونان درنده خطرناکي حمله‏ورشده، و باطل پس از مدتها سکوت، نعره مي‏کشد، مردم در شکستن قوانين خدا دست در دست هم مي‏گذارند، و در جدا شدن از دين متحد مي‏گردند، و در دروغ‏پردازي با هم دوست و در راستگويي دشمن يکديگرند و چون چنين روزگاري مي‏رسد، فرزند با پدر دشمني ورزد، و باران خنک کننده، گرمي و سوزش آورد، پست فطرتان همه جا را پر مي‏کنند، نيکان و بزرگواران کمياب مي‏شوند، مردم آن روزگار چون گرگان، و پادشاهان چون درندگان، تهيدستان طعمه آنان، و مستمندان چونان مردگان خواهند بود، راستي از ميانشان رخت برمي‏بندد، و دروغ فراوان مي‏شود، با زبان تظاهر به دوستي دارند اما در دل دشمن هستند، به گناه افتخار مي‏کنند، و از پاکدامني به شگفت مي‏آيند، و اسلام را چون پوستيني واژگونه مي‏پوشند

_ اگر كسى در كارش صحت عمل داشته باشد او را ضعيف بدانند.

_ پستى و لئامت و سرزنش يكديگر را به حساب عقل بگذارند (صاحبش را عاقل بدانند)

_ بيان را كورى بدانند (اگر به وسيله بيان ، حقايقى گفته شود كه به نظر آنها خوش نيايد بگويند اين شخص كور است و واقعيت دنيا را نمى بيند و يا به تعبيري « امل» مي نامند ). و خموشى را بى خردى بدانند.

_ دانشمند اگر بخواهد از علم خويش به نفع خود و جامعه حرف بزند او را جاهل و عملش را نادانى بدانند.

_ تحقيق نكرده سخنان دور از حقيقت بگويند (مردم را متهم كنند و بدون دليل آبروى بندگان خدا را بريزند).

_ آسياى مرگ بر سر جامعه بچرخد (جنگهاى خانمانسوز به راه بيندازند و افراد بيگناه را قتل عام كنند، مانند بمباران مناطق مسكونى و غير نظامى و..).

البته در اين باب روايت شده است از امام صادق(ع) كه فرمودند: پيش‌ از آمدن‌ قائم‌ دو مرگ‌ مشاهده‌ خواهد شد، مرگ‌ قرمز( مرگ به واسطه ي جنگ) و مرگ‌ سفيد(در روايات مرگ به واسطه ي بيماري طاعون- احتمالا بيماري ناشي از جنگ-) به‌ طوريكه‌ از هر هفت‌ نفر 5 نفر بميرند.» كمال‌الدين‌، ص‌655، بحارالانوار ج‌52، ص‌182.

_ مردم از نظر بينش و ديد قلبى كور شوند و حقايق را نبينند (مانند جناياتى كه از زمامداران خود مى بينند و در عين حال مى گويند خوب است ).

_ محبت نسبت به يكديگر وصله رحم از دلهاى مردم برداشته شود.

در اين باب باز از پيامبر روايت شده است كه فرمودند:

لذا قطعوا الارحام و منوا بالطعام و اذا ذهبت رحمه الاكابر و قل حياء الاصاغر. الزام الناصب ص 181   
 هنگامي كه پيوند خويشاوندي قطع شود و براي غذا دادن منت مي گذارند و رحمت از دلهاي بزرگان رخت بربندد  وحياي كوچك ترها كم مي شود .

و در حديثي ديگر است كه امير المومنين مي فرمايند: (اگر آنها صله رحم انجام دهند) آن را با منت انجام مي دهند. بحار الانوارج52 ص265

_ تجارت و بازرگانى زياد شود و مردم كارهاى باطل و ناچيز را نيكو بدانند.

_ كارهاى بزرگ را آسان شمارند (نظير جنگ با دولتهاى بزرگ ).

_ از پوشيدن پوستهاى حيوانات حرام گوشت (يا ذبح شرعى نشده ) باكى نداشته باشند.

_ جامه هاى نرم و زيبا و نازك بپوشند (و بدن آنها از روى لباس پيدا باشد).

در اين موضوع حديثي است زيبا كه اصبغ بن نباته مي گويد:

شنيدم كه اميرالمؤمنين‏عليه السلام  فرمودند: در آخر الزمان كه بدترين زمانهاست در موقعى كه روز قيامت نزديك شود زنانى ظاهر مى‏شوند بدون حجاب، در حالى كه زينت‏هاى آن‏ها پيداست در انظار عمومى رفت و آمد مى‏كنند، آن‏ها از دين خارج مى‏گردند (به احكام دينى پايبند نمى‏باشند) و به امور فتنه‏انگيز وارد مى‏شوند و به سوى شهوات و لذت‏جويى‏ها روى مى‏آورند، حرام‏هاى خدا را حلال مى‏شمارند. اينگونه از زنان در جهنم خواهندماند.منتخب‏الاثرص426

 _ رغبت به دنيا پيدا كنند و آن را بر آخرت مقدم بدارند (اعمال بد مردم گواه اين مطلب است ).

و اين امر تا آنجا پيش مي رود كه پيامبر مي فرمايند: زنان در آن زمان (به خاطر حرص و طمع به دنيا) با همسرانشان به تجارت مي پردازند. منتخب الاثرج3 ص30

_ رحم از دلهاى همه مردم برود (اعم از زمامدار، تاجر، كاسب ، زن ، شوهر و غير آنها).

و شدت اين امر تا به آنجا به پيش مي انجامد كه پيامبر(ص) مي فرمايند:

يكون هلاك الرجل علي يدي ابويه فان لم يكن له ابوان فعلي يدي زوجته و ولده فان لم يكن زوجه و ولد فعلي يدي قرابته و جيرانه منتخب الاثر ص 437 كشكول شيخ بهايي ص 508
روزي بر مردم مي آيد كه هلاكت مرد بدست پدرومادرش تحقق مي يابد اگر پدر ومادر نداشته باشد هلاكت او بدست همسر و فرزندانش مي باشد و اگر همسر و فرزند نداشته باشد هلاكت او بدست فاميل و همسايگانش مي باشد .

و يا يحسد الرجل افاه و يسب اباه و يتعامل الشركاء و بالخيانه  بشاره الاسالم ص 32

مرد  به برادرش حسادت مي ورزند و به پدرش دشنام و ناسزا مي گويد و با شريكان از راه خيانت وارد مي شود. _  فساد جنبه عمومى پيدا كند (خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو).

البته بايد عرض كنيم ظلم و فساد در آن زمان طبق حديث امير المونين(ع) نه تنها جنبه ي عمومي پيدا مي كند بلكه مايه ي فخر هم مي شود يعني انسان فاسد در ميان مردم عزيز است و اين فساد او مايه ي عزت اوست. بحار ج52 ص193

_ اموال بيت المال (وجوه شرعيه ) را مال شخصى خود بدانند يا حقوق شرعيه مال خود را ندهند و بگويند مال خودمان است .

_ مسكرات را با تغيير نام حلال بدانند.

_ در وقت دادن زكات مال خود خيانت كنند (كم بدهند يا جنس نامرغوب عرضه كنند).

در اين باب حضرت علي(ع) مي فرمايند: زكات را براي خود زيان و غرامت مي دانند و عبادت را بار سنگيني بر دوش خود مي دانند. بحار الانوار ج52 ص265

_ ربا را به نام خريد و فروش و اجاره دادن محلى از مقروض بگيرند.

و يا در عبارت ديگري است كه امير المومنين مي فرمايند: به نام هديه ، رشوه مي گيرند. مهجه البيضاءج 3ص343 

و نيز پيامبر در حديثي ديگر در همين باب مي فرمايند:
لياتين علي الناس  زمان لايبقي احد الا اكل الربا فان لم ياكله  اصابه غباره نهج الفصاحه ج 2 ص   500
زماني ميآيد كه كسي يافت نمي شود جز اينكه ربا مي خورد اگر هم نخورد گرد و غبار ربا به او مي رسد .
استاد ما ايت الله مجتهدي درباره اين روايت مي فرمود : يعني اگر كسي ربا هم نخورد اگر با ربا خوران درارتباط باشد و غذاي آنها را بخورد اثر ربا بر او هم مي نشيند . يكي از دلائل عقلي حرام  بودن ربا و رشوه آن است كه اوضاع اقتصادي جامعه را دگرگون ميسازد و اختلاف طبقاتي زياد مي شود و....
امام عسكري فرمودند : زماني مي آيد كه ...... اگر به مقام و منصبي برسند از رشوه اشباع و سير نمي شوند. مهجه البيضاء ج 3 ص 343    

_ عمل شنيع لواط زياد مي شود

و نيز در اين باب باز پيامبر(ص) مي فرمايند:

اذا ركب الذكور الذكور و الاناث الاناث منتخب الاثر ص 435

هنگامي كه مردها با مردها ازدواج كنند  و زنان با زنان ازدواج كنند.
آري در اين زمان در بعضي از كشورها مانند انگلستان و دانمارك مرد با مرد ازدواج مي كند و جالب اينكه سند ازدواج هم صادر مي شود .
_ در فسق و فجور مردها با مردها و زنها با زنها برابرى كنند.

_ به نافرمانى از خداوند (گناه كردن ) مباهات كنند.

و تا آنجا كه حضرت علي(ع) مي فرمايند:  و يعير الرجل علي صون النساء الزام الناسب ص 183
يعني مرد را براي پوشيده نگه داشتن همسرش سرزنش مي كنند  .
_ دلهاى مردم پر از تكبر و نخوت شود و ظلم و جور در پادشاهان و نادانى در مردم (زير بار ظلم رفتن ) ظاهر شود.

_ از اسلام باقى نماند جز اسمى و از قرآن باقى نماند جز رسمى (قرآن در دلها كهنه شود و فقط اسم و رسمى از آن باقى بماند).

_ قرآن بخوانند در حالى كه از گلوگاه و استخوان ترقوه و گردن نگذرد و از وعده هاى خداوندى و وعيدهاى آن عملا در ميان مردم خبرى نباشد و از خداوند نترسند و به ياد او نباشند و از ناسخ و منسوخ قرآن بى خبر باشند.

و در حديثي ديگر آمده مردم فقط به فكر زيبا خواندن آن ميروند نه به فكر عمل كردن به آن و اين زيبا خواندن تا آن حد است كه امير المومنين مي فرمايند: مردم آن زمان قرآن را با تغني( به غنا) مي خوانند.

_ در اين حالات مساجدشان آباد باشد اما دلهاشان از تقوا و ايمان تهى .

حضرت علي (ع)  در اين باب مي فرمايند:

مردم آن زمان قرآنها را با چاپهاى زرين و جلدهاى زركوب در اختيار مردم قرار مى دهند (در صورتى كه از عمل كردن به احكام و قوانين قرآن در ميان آن مردم خبرى نيست.) و مساجد را از لحاظ ساختمان مزين مى سازند (در صورتى كه از محتواى آن يعنى تقوا خبرى نيست )  و مناره هاى مساجد را بسيار مرتفع مى سازند (كه از راه دور توجه بينندگان را جلب مى كند) اما از دورن - يعنى تقوا - خالى است . بحار الانوار ج52 ص193

و پيامبر هم در توصيف مردم آن زمان به سلمان فرمودند:

اى سلمان ! در اين موقع اغنياى امت من صرفا به منظور گردش و تفريح به حج مى روند و طبقه متوسط براى تجارت و فقرا به منظور خودنمايى و ريا حج مى روند، در اين هنگام است كه اقوامى قرآن را براى غير خدا مى آموزند و آن را نوعى مزمار و آلت موسيقى اتخاذ مى كنند، اقوامى ديگر به تعلم فقه اسلامى مى پردازند، اما براى غير خدا. در آن روزگار، زنازادگان ، زياد مى شوند، با قرآن آوازه خوانى مى كنند و بر سر دنيا، سر و دست مى شكنند. منتخب الاثر ج3ص30، تفسير قمي ج2ص307، تفسيرصافيج5ص24در ذيل تفسير سوره ي محمد آيه18.

_ مردم خيّر و نيكوكار و مراكز خير از بين برود اما اهل شر و فساد بمانند.

_ مردم به خداوند عالم در كارهايشان بى اعتنا باشند و اعمالشان از روى تحقيق نباشد.

_ تنها محبوب مردم دينار و درهم باشد (ثروت دنيا از هر راهى كه بيايد، حلال يا حرام ، مانعى نداشته باشد و هيچ چيز را مثل آن دوست ندارند).

و يا پيامبر(ص) در حديثي ديگر مي فرمايند:

 ياتي علي الناس زمان همهم بطونهم و شرفهم متاعهم ... منتخب الاثر ص438
براي مردم روزگاري فرا مي رسد كه تنها هم و غمشان شكم آنها، شرف و عزت آنها تجملات زندگي شان ، قبله آنها همسران شان ، دين و آئين آنها پول و ثروت شان ميباشد آنها بدترين انسانها هستند و نزد خداوند ارج و مقامي ندارند .
_ هر قدر ثروتشان زياد شود باز بگويند فقيريم .

 

حديث سوم:

و نيز حديث بسيار كامل و زيبايي كه حمران(يكي از اصحاب امام(ع)) از امام صادق(ع) در مورد آخر الزمان نقل كرده كه حضرت فرمودند:

فاذا راءيت الحق قد مات و ذهب اهله و راءيت الجور قد شمل البلاد و راءيت القرآن قد خلق و احدث فيه ما ليس فيه و وجه على الاهواء و راءيت الدين قد انكفاء كما ينكفى الاناء...بحار الانوار، ج 52، ص 254 - 260.

1-هرگاه ديدى : حق بميرد و طرفدارنش نابود شوند.

2- و ديدى كه : جهان پر از جور و ستم شد

3- و ديدى كه : چيزهايى كه در قرآن نيست به آن نسبت مى دهند و چيزهايى به نام قرآن بيان مى كنند كه در آن نيست و بر طبق هوى و هوس خود توجيه مى كنند

4- و ديدى كه : دين همچون ظرف تو خالى ، و بى محتوا شده است .

5- و ديدى كه : طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند.

6- و ديدى كه : كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند.

7- و ديدى كه : چنان فسق و فجور آشكار شده كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفاء مى كنند.

8-و ديدى كه  : افراد با ايمان سكوت كرده و هيچ كس سخنشان را نمى پذيرند.

9- و ديدى كه : شخص بدكار، دروغ گويد، و كسى دروغ و نسبت نارواى او را رد نمى كند.

10- و ديدى كه: بچه ها، بزرگان را تحقير كنند.

11-و ديدى كه : قطع پيوند (قطع رحم) خويشاوندى شود.

12- و ديدى كه : بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد.

13- و ديدى كه : نوجوانان پسر، همان كنند كه زنان مى كنند.

14- و ديدى كه : زنان با زنان ازدواج نمايند.

15- و ديدى كه : مداحى دروغين از اشخاص (تعريف بيجا) ، زياد شود.

16- و ديدى كه : انسانها اموال خود را در غير اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود.( مثل ربا)

17- و ديدى كه : افراد با ديدن كار و تلاش نامناسب مؤ منين ، به خدا پناه مى برند.

18- و ديدى كه : همسايه به همسايه خود اذيت مى كند و از آن جلوگيرى نمى شود.

19- و ديدى كه : كافر به خاطر سختى مؤ من ، شاد است .

20- و ديدى كه : شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشيدن آن كنار هم مى نشينند و از خداوند متعال نمى ترسند.

21- و ديدى كه : كسى كه امر به معروف مى كند خوار و ذليل است .

22- و ديدى كه : آدم بدكار در آنچه آن را خدا دوست ندارد، نيرومند و مورد ستايش است .

24- و ديدى كه : راه نيك بسته و راه بد باز است .

25- و ديدى كه :  خانه كعبه تعطيل شده ، و به تعطيلى آن استوار داده مى شود.

26- و ديدى كه : انسان به زبان مى گويد ولى عمل نمى كند.

27- و ديدى كه : مردان از مردان و زنان از زنان لذت مى برند، (يا مردان خود را براى مردان ، و زنان خود را زنان فربه مى كنند).

28- و ديدى كه : زندگى مرد از راه لواط و زندگى زن از راه زنا تاءمين مى شود.

29- و ديدى كه : زنان همچون مردان براى خود مجالس (نامشروع ) تشكيل مى دهند.

30- و ديدى كه : در ميان فرزندان ((عباس ))، كارهاى زنانگى به وجود آيد.

31- و ديدى كه : زن براى زنا با مردان ، با شوهر خود همكارى كمك مى كنند.

32- و ديدى كه : بيشترين مردم و بهترين خانه ها كه زنان را بر بدكارى كمك مى كنند.

33- و ديدى كه :  صاحب مال در ميان مردم از صاحب ايمان عزيزتر است و آشكارا رباخوارى مى شود و مؤ من ، خوار و ذليل شمرده شود.

34-و ديدى كه : بدعت و زنا آشكار شود.

35- و ديدى كه: مردم به وسيله شهادت ناحق به يكديگر تعدى مى كنند

36- و ديدى كه : حلال ، حرام شود و حرام ، حلال گردد.

37- و ديدى كه : دين براساس ميل اشخاص معنى شود و كتاب خدا و احكامش تعطيل گردد.

38- و ديدى كه : جرئت بر گناه آشكار شود، و ديگر كسى براى انجام آن منتظر تاريكى شب نگردد.

39- و ديدى كه : مؤ من نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش .

40- و ديدى كه : ثروت بسيار زياد در راه خشم خدا خرج گردد.

41- و ديدى كه : سردمداران به كافران نزديك شوند و از نيكوكاران دور شوند. (مانند فرستادن هياءتهاى به اصطلاح حسن نيت ، بستن قراردادهاى مختلف ، ديدارهاى سياسى از كشورهاى غير مسلمان )

42- و ديدى كه : واليان در قضاوت رشوه بگيرند.

43- و ديدى كه : پستهاى مهم واليان براساس مزايده است (پول) نه براساس ‍ شايستگى .

44- و ديدي كه : با محارم خود نزديكي مى كنند و به آنها اكتفا مى كنند.

45- و ديدى كه : مجرد تهمت و سوءظن افراد را مى كشند (بدون تحقيق و بررسى ) و ناگهان هجوم مى آورند و مال و جان او را تصاحب مى كنند (ممكن است در راه طغيان شهوت باشد كه زنان هرجايى همه چيز مردها را مى برند يا به وسيله حكام جور اموال مردم مصادره مى شود و جانشان هم به مخاطره مى افتد)

46- و ديدى كه : مرد بخاطر همبسترى با زنان  مورد سرزنش قرار گيرد.

47- و ديدى كه : مرد از بدكارگى همسرش نان مى خورد. و زن به شوهرش خرجى مى دهد.

48- و ديدى كه : زنان بر مردان غالب مى شوند و برخلاف رضاى شوهر عمل مى كنند و مردشان را از نظر زندگى اداره مى كنند

49- و ديدى كه : مرد همسر و كنيزش را كرايه مى دهد و به غذاى پست (كه از اين راه بدست مى آورد) خشنود است

50- و ديدى كه : ايمان به خداوند بزرگ (اظهار ايمان ) با زور و جبر انجام مى شود (يا از طرف اولياء يا زمامداران )

51- و ديدى كه : آشكارا قمار بازى مى شود.

52- و ديدى كه : مشروبات الكلى بطور آشكار بدون مانع خريد و فروش ‍ مى شود.

53- و ديدى كه : زنان مسلمان خودشان را در اختيار كفار قرار مى دهند

54- و ديدى كه : گناهان در اجتماع آشكار مى شود و مردم آنها را مى بينند و كسى هم منع نمى كند و جراءت بر منع آنها در مردم نيست

55- و ديدى كه : مردم محترم ، توسط كسى كه مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند.

56- و ديدى كه : نزديكترين مردم به فرمانداران آنانى هستند كه به ناسزاگوئى به ما خانواده عصمت عليهم السلام ستايش شوند.

57- و ديدى كه : هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده و شهادتش ‍ را قبول نمى كنند.

58- و ديدى كه : در گفتن سخن باطل و دروغ ، با همديگر رقابت كنند.

59- و ديدى كه : شنيدن سخن حق بر مردم سنگين است ولى شنيدن باطل برايشان آسان است .

60- و ديدى كه : همسايه از ترس زبان بد همسايه ، او را احترام مى كند.

61- و ديدى كه : حدود الهى تعطيل شود و طبق هوى و هوس عمل شود.

62- و ديدى كه : مسجدها طلاكارى (زينت داده ) شود.

63- و ديدى كه : راستگوترين مردم نزد آنها مفتريان دروغگو است .

64- و ديدى كه : بدكارى آشكار شده و براى سخن چينى كوشش مى شود.

65- و ديدى كه : ستم و تجاوز شايع شده .

66- و ديدى كه : غيبت كردن را سخنى خوشمزه و دلچسب مى دانند و يكديگر را به غيبت كردن بشارت مى دهند

67- و ديدى كه : حج و جهاد براى خدا نيست .

68- و ديدى كه : سلطان به خاطر كافر، شخص مؤ من را خوار كند.

69- و ديدى كه : خرابى بيشتر از آبادى است .

70- و ديدى كه : مردم روزى خود را با كم فروشى به دست مى آورند.

71- و ديدى كه : خونريزى آسان گردد.

72- و ديدى كه : مرد بخاطر دنيايش رياست مى كند.

73- و ديدى كه : نماز را سبك شمارند. (هر وقت كه شد يا آخر وقت مى خوانند)

74- و ديدى كه : انسان ثروت زيادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش ‍ را نداده است .

75- و ديدى كه : قبر مرده ها را بشكافند و كفن مردگان را مى فروشند

76- و ديدى كه : هرج و مرج بسيار است .

77- و ديدى كه : مرد روز خود را مستى به شب مى رساند و شب خود را نيز به همين منوال به صبح برساند و هيچ اهميتى به برنامه مردم ندهد.

78- و ديدى كه : با حيوانات آميزش مى شود.

79- و ديدى كه : مرد به مسجد (محل نماز) مى رود وقتى برمى گردد لباس در بدن ندارد (لباسش را دزديده اند).

80- و ديدى كه : حيوانات همديگر را بدرند.

81- و ديدى كه : دلهاى مردم ، سخت و ديدگانشان خشك و ياد خدا برايشان گران است .

82- و ديدى كه : بر سر كسبهاى حرام آشكارا، رقابت كنند.

83- و ديدى كه : نماز خوان براى خودنمائى نماز مى خواند.

84- و ديدى كه : فقيه براى دين ، فقه نمى آموزد و طالب حرام ، ستايش و احترام مى گردد.

85- و ديدى كه : مردم در اطراف قدرتمندانند.

86- و ديدى كه : طالب حلال ، مذمت و سرزنش مى شود و طالب حرام ستايش و احترام مى گردد.

87- و ديدى كه : در مكه و مدينه كارهائى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگيرى نمى كند، و هيچ كس بين آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود.

88- و ديدى كه : آلات موسيقى و لهو در مدينه و مكه آشكار گردد.

89- و ديدى كه : مرد سخن حق گويد و امر به معروف و نهى از منكر كند ولى ديگران او را از اين كار بر حذر مى دارند.

90- و ديدى كه : مردم به همديگر نگاه مى كنند، (به اصطلاح چشم و هم چشمى مى كنند) و از مردم بدكار پيروى نمايند.

91- و ديدى كه : راه نيك خالى و راه رونده ندارد.

92- و ديدى كه : مرده را مسخره كنند و كسى براى او اندوهگين نشود.

93- و ديدى كه : سال به سال بدعت و بديها بيشتر شود.

94- و ديدى كه : مردم و جمعيتها جز از سرمايه داران پيروى نكنند.

95- و ديدى كه : به فقير چيزى دهند كه برايش بخندند ولى در راه غير خدا ترحم كنند.

96- و ديدى كه : علائم آسمانى آشكار شود و كسى از آن نگران نشود.

97- و ديدى كه : مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسى بجا مى آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگيرى نمى كند.

98- و ديدى كه : انسان در راه غير خدا بسيار خرج كند ولى در راه خدا از اندك هم مضايقه دارد.

99- و ديدى كه : عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترامى براى آنها قائل نيستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند.

100- و ديدى كه : زنها بر مسند حكومت بنشينند، و هيچ كارى جز خواسته آنها پيش نرود.

101- و ديدى كه : پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگشان شاد گردد.

102- و ديدى كه : اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى ، كم فروشى ، و زشتى انجام نداده ، ناراحت است .

103- و ديدى كه : قدرتمندان ، غذاى عمومى مردم را احتكار كنند.

104- و ديدى كه : اموال حق خويشان پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم (خمس ) در راه باطل تقسيم گردد، و با آن قماربازى و شرابخوارى شود.

105- و ديدى كه : به وسيله شراب ، بيمار را مداوا كنند، و براى بهبودى بيمار آن را تجويز نمايند.

106       و ديدى كه : مردم در مورد امر به معروف و نهى از منكر و ترك دين بى تفاوت و يكسانند.

107- و ديدى كه : سر و صداى منافقان بر پا است ولى سر و صداى حق طلبان خاموش است .

108- و ديدى كه : براى اذن و نماز مزد مى گيرند.

109- و ديدى كه : مسجدها پر است از كسانى كه از خدا نترسند و غيبت هم نمايند.

110- و ديدى كه : شرابخوار مست ، پيش نماز مردم شود.

111- و ديدى كه : خورندگان اموال يتيمان ستوده شوند.

112-و ديدى كه  : قاضيان برخلاف دستور خداوند قضاوت كنند.

113- و ديدى كه : استانداران از روى طمع ، خائنان را امين خود قرار دهند.

114- و ديدى كه : فرمانروايان ، ميراث (مستضعفان ) را در اختيار بدكاران از خدا بى خبر قرار دهند.

115- و ديدى كه : بر روى منبرها از پرهيزكارى سخن مى گويند ولى گويندگان آن پرهيزكار نيستند.

116- و ديدى كه : صدقه را با وساطت ديگران بدون رضاى خدا و بخاطر درخواست مردم بدهند.

117- و ديدى كه : وقت (اول ) نمازها را سبك بشمارند.

118- و ديدى كه : هم و هدف مردم ، شكم و شهوتشان است ( از هر راهي)

119- و ديدى كه : دنيا به آنها روى كرده .

120- و ديدى كه : نشانه هاى برجسته حق ، ويران شده است .

اى حمران !- پس بر حذر باش و از پيشگاه خداوند بزرگ تقاضاى رهايى كن و بدان كه مردم گرفتار خشم خداوند هستند و به آنها مهلت داده شده در مقابل اوامرى كه به آنها شده است . پس ، مواظب خويشتن باش و كوشش كن تا خداوند تو را برخلاف آنها ببيند و اگر در ميان آنها باشى و عذاب خداوند نازل شود همانا به سوى رحمت واسعه الهى شتافته اى و اگر از آنها جدا شدى آنها گرفتار هستند و تو از جراءت بر خداوند در امان مانده اى . و بدان كه خداوند پاداش نيكوكاران را مى دهد و همانا رحمت خداوند نزديك به نيكوكاران است .

 

وظايف منتظران در زمان غيبت

 

فيوضات حضرت نسبت به ما

 

  براي درك بهتر و عميقتر وظايف خود نسبت به حضرت بقية الله الاعظم (عج) و انگيزه بيشتر براي انجام آنها بايد فوايد و فيوضات وجود مقدس آن حضرت را نسبت به خويش درك كنيم. حقوق آن بزرگوار بر ما بسيار، و الطاف و مراحمش بيرون از شمار است. اما ما به اختصار تعدادي از آنها رامي شماريم.

1- نعمت وجود و هستي: خداوند به بركت وجود آن حضرت ما و هر موجودي را آفريد و اگر او نبود؛ خداوند هيچ كس و حتي زمين و افلاك را خلق نمي‌فرمود. مكيال المكارم ج 1، ص 89.

2- نعمت بقا در دنيا: در احاديث بسياري آمده است:

 «اگر حجت نبود، زمين اهل خود را فرو مي‌برد» دادگستر جهان، ص 155. به نقل از ينابيع الموده، ج 2، ص 217.

3- نعمت رزق و روزي: در زيارت ارزشمند جامعه كبيره چنين مي‌خوانيم:

     [‍اي ا‌مامان بزرگوار] خداوند به سبب شما آغاز كرد و به سبب شما پايان مي‌دهد و به سبب شما باران را فرو مي‌فرستد و به شما آسمان را نگه داشته است از اين كه بر زمين فرو ريزد جز به اراده او»

و يا عبارت مشهور « و بيمنه رزق الوري»

4- هدايت‌هاي معنوي و باطني امام: اساسي‌ترين هدف امام، هدايت انسان‌هاست كه غيبت ايشان هرگز اين وظيفه مهم را ساقط نخواهد كرد. او با تأثير بر قلب انسانهاي لايق آنچه را لازم است در جوامع انساني القا مي‌كند.

5- حفظ و نجات شيعيان از گرفتاري‌ها و شر دشمنان: در توقيع حضرت كه براي «شيخ مفيد» صادر شده فرموده است:

 «انا غير مهملين لمراعاتكم ولا ناسين لذكركم ولولا ذلك لنزل بكم الأواء واصطلمكم الاعداء».  يعني مادر رسيدگي و سرپرستي شما كوتاهي و اهمال نكرده و ياد شما را از خاطر نبرده‌ايم كه اگر جز اين بود، دشواري‌ها و مصيبت‌ها بر شما فرود مي‌آمد و دشمنان، شما را ريشه كن مي‌كردند بحارالانوار ج 5، ص 175.

 

 پس از دانستن قطره‌اي از اقيانوس بركات و فيوضات وجود آن حضرت مي‌فهميم كه قادر نيستيم حتي گوشه‌اي از آنها را جبران و قدرداني و سپاسگذاري كنيم؛ ولي به هر حال عقل حكم مي‌كند به اندازه توان خود در اين راه بكوشيم.

 

بخشي از وظايف ما نسبت به امام زمان (عج):

1-  شناخت امام زمان (عج). چنانكه پيامبر اكرم (ص) فرمود:

 «من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية»، اصول كافي ج 2، ص 377.

 هر كس بميرد در حالي كه امام زمان خويش را نمي‌شناسد به مرگ جاهلي مرده است.

 2-  محبت به او به طور خاص: در وجوب محبت به همه ائمه معصومين (عليهم‌السلام) و اينكه دوستي ايشان بخشي از ايمان و شرط قبولي اعمال است، ترديدي نيست؛ ولي در اهتمام به محبت مولايمان حضرت حجت (ع) تأكيد بسيار بيشتري شده است. خداوند در شب معراج به پيامبر (ص) فرمود:

«اي محمد! او را دوست بدار كه من او و محب او را دوست دارم». مكيال المكارم ج1، ص 219.

و نيز خود حضرت صاحب الزمان(ع) در يكي از توقيعاتشان فرمودند: «پس هر يك از شما بايد آنچه را كه موجب دوستي ما مي‌شود پيشه خود سازد و از هر آنچه موجب خشم و ناخشنودي ما مي‌گردد دوري گزيند زيرا فرمان ما به يك باره و ناگهاني فرا مي‌رسد». بحارالانوار، ج 53، ص 176.

3-  دوستي با دوستان و دشمني با دشمنان آن حضرت

«اني سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم»

4-  پرهيزكاري و رعايت تقواي الهي: پرواي الهي در همه زمان‌ها واجب و لازم است؛ ولي در دوران غيبت به خاطر شرايط خاص، اهميت بيشتري دارد؛ چرا كه عوامل فرواني دست به هم داده تا انسان‌ها را به بيراهه كشانده گمراه سازند. امام صادق (ع) فرمودند:  «همانا براي صاحب الامر غيبتي هست، پس بنده، تقواي الهي پيشه نمايد و به دين او چنگ بزند».اصول كافي ص 336ح1.

 5-   دعا براي تعجيل فرج آن حضرت: دعا براي اين امر، علاوه بر تعجيل در فرج، بركات و نتايج زيادي دارد از جمله: گشايشي كار خود دعا كنندگان. حضرت ولي عصر (عج) مي‌فرمايد:

 «اكثروا الدعاء  لتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم، براي تعجيل در فرج بسيار دعا كنيد كه اين فرج شماست». بحارالانوار ج 52 ص 59، ح 7.

دعا براي فرج فوايد بسياري دارد كه   مصنف محترم كتاب مكيال المكارم نود فايده را براي دعاي بر تعجيل فرج ذكر و شرح مي‌فرمايد مثلا زياد شدن نعمت‌ها، دعاي حضرت ولي عصر (عج) در حق دعا كنند ، شفاعت وي در قيامت و البته مهمترين اينها خشنودي حضرت امام زمان (عج) از شيعيانشان است و اين وظيفه ي ماست كه در اين باب خود حضرت صاحب الزمان(عج) در يكي از توقيعاتشان مي فرمايند: چرا براي ظهور من دعا نمي كنيد؟ براي من حداقل به اندازه ي مريضهايتان دعا كنيد...

6-  انتظار و ياد شبانه‌روزي: امام صادق (ع) فرمود:

 «صبح وشام منتظر فرج باش» اصول كافي ج1، ص 333، ح 1

مخصوصا با پيدا شدن اين فسادها و بلايايي كه براي زمان ظهور نويدشان را داده بودند وظيفه ي هر شيعه اي است كه منتظر ظهور مولايش باشد و خود را براي اين امر مهم آماده كند.

 7-  دستگيري از ضعفاء فقيران.  بحارالانوارج 52، ص122. اگر ما منتظر عدالت گستر و بزرگترين كمك كننده به فقيران و مستضعفان هستيم خود بايد حداقل كمي عادل و ياري رسان باشيم.

8-  صبر بر سختي‌هاي دوران غيبت؛، كمال الدين و تمام النعمه ج1 ص 317 ح3

9-  اندوهگين بودن در فراق ايشان؛ منتظر واقعي تا زماني كه به معشوق خودش نرسد شادي ندارد، اما ما...

10- صدقه دادن براي سلامتي و تعجيل در فرج ايشان.

11-  انجام حج و طواف و زيارت شاهد مشرفه و انجام ساير عبادات به نيابت از آن حضرت.

12-  تجديد بيعت با آن حضرت بعد از فرايض همه روزه و نيز با خواندن دعاي عهد.

13-  شناختن علامتهاي ظهور ايشان و تكذيب مدعيان مهدويت يا نيابت.

 

دل نوشته

*  چه خوب مي شد اگر همه آنهايي كه ادعا مي كنند هميشه به ياد آقايشان هستند حداقل يك كم معرفت را از اين كوفيان بي مروت ياد بگيرند كه محصولات باغشان را نمي چيدند تا آقايشان بيايد و آنها را تبرك كنند، ما هم نسبت به آقايمان معرفت داشته باشيم و هرگاه خواستيم كاري انجام دهيم اول يك سلام به مولايمان بدهيم و در دلمان آرزو كنيم آقا جان! اي كاش شما بوديد و نظري بر كار ما مي انداختيد. آنوقت ديگر مطمئن بوديم كه كارمان تا آخر بيمه شده است.

* چه خوب مي شد اگر همه ي آنهايي كه امام زمان خواه هستند« نه خود خواه»، همه چيز را از منظر امام زمان ببينند و هر كاري كه مي خواهند انجام دهند اول تدبري كنند و ببينند آيا اين كارمورد پسند آقايشان هست يا خير؟

* چه خوب مي شد كه ما به اين يقين قلبي برسيم كه هيچ كس را نداريم و بي پناه هستيم و تنها يك صاحب داريم كه تنها اوست كه مونس و غمخوار ماست و همواره غم و غصه ي گناهانمان را مي خورد.

*چه خوب مي شد اگر...

 

كه البته حقير مطلبي كامل تر براي عزيزاني كه مي خواهد اين مبحث را بيشتر بررسي كنند آماده كرده ام كه مي توانند اینجا آن مطلب را دانلود کنید.

والسلام علي من اتبع الهدي

با احترام ، صادقي 3/ رمضان/ 1429

 |+| نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 2:6  توسط مسعود  | 
 
  بالا